زباله های کاغذی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:49
مرد سیاه رو مژده! قوانین مبارزه با فقر را مستند کرده اند وبلاگ زباله کلمه های وبلاگ کاغذی کلمه را جدا کنی می خرند هر کیلو هزار! xa0
لبخندت - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:54
لبخند بی روحم میان شادمانی ها ترک میخورد لبخندت اصل زندگانی بود من زنده بودم باز...
سیگار - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
در دست تو سیگار، سیگار نبود سیگار برای ریه ها زیانبار نبود سیگار کمل کشیدم و حیف نمیدانستم لب به سیگار کسی غیر تو جذاب نبود
آذرخش دست هایت - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
یک عصر پاییزی بی باران شبیه روزگارم خواندی مرا که صفحه صفحه بی قرارم در آسمان ابری نبود و آذرخش دست هایت در دست من غرید و می بارید چشمانم
حضور - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
بیا دوباره تا دلم بلرزد و حضور تو مرا ز خود جدا کند بیا دوباره تا خیال من تو را برای لحظه لحظه ی نبودنت نفس زنان بغل کند دوباره بغض لعنتی به سینه ام نشیند و نفس کشیدنم که سخت میشود دلم برای یک نگاه کردنت چقدر تنگ میشود
زخم نجیب - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
به حرمت هر شب که نگفتم دلم برای تو تنگ است سکوت می کنم و درد می کند نبودن تو نگاه تو زخم می زند و من نگاه می دزدم چقدر زخم نجیبی ست دوست داشتن تو
هوای وارونه - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
هوا وارونه است و من...برای اینکه حرفیاز تو ننویسممیان جیب می بردم دو دستم راچه تهران در زمستانی ست احوالمهوایی و ...نفس بی تو کشیدن سخت و ...محکم می کنم ماسک دهانم را
گندم پاییزه - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
قحطیه مهر و نگاه یخ زده گندم پاییزه ی سرما زده فصل اشک دست های بی بهار روز رفتن با دو کفش شک زده
شعر تر کوتاه - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
دلچسبیه ناگهان رسیده در زمستان شعر تر کوتاه، نوای خوش باران من فهمیدم شکوفه های بادام چرا میریزند تقویم در بهار بی تو برگشت به آبان
انگور - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
xa0شعله چراغ گازی هو هو می کرد و رقص نوری روی دیوار انداخته بود.xa0همدیگر را کامل نمی دیدیم xa0اما می شد سایه روشنی از انگورها را دید.xa0مشغول خوردن می شدیم. انگور تازه چیده شده تابستانی، عسگری وقرمز. من و صدف روی دیوار سایه دیو و روباه و آدم می ساختیم، زیر لبچیزی می گفتیم و مدام می خندیدیم. پدرم از...
تنهایی - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 15:53
همه تنهاییم.... منی که به دیوار اتاقم عکس کسی هستxa0 کسی که از بدی بخت خود شکایت کرد تویی که سگ ات از رفیق بهتر ست سگی که به پورشه سواری عادت کرد

برچسب‌های مرتبط

لبخندت را دوست دارم | لبخند تو خلاصه خوبیهاست | لبخندت را | لبخندت را از من نگیر | لبخندت را چند صباحی | لبخندت زیباست | لبخندت تعادل شهر | لبخندت تمام تعادل | لبخندت شعر | سیگار سناتور